مرده ۱
زمانی که انسان حرف هایی برای گفتن دارد هیچ گوشی شنوا نیست . زمانی گوش ها تشنه شنیدند که دیگر همه حرف ها ی برای گفتن مرده و خاکستر واژه ها را حتی باد برده . . .
مرده ۲
زمانی انسان مشتاقانه خواهان ماندن کسی یا چیزی است که می رود . زمانی آن کس یا چیزی بر می گردد که دیگر اشتیاق مرده و خاکستر بودنش را حتی باد برده . . .
مرده ۳
زمانی صداقت معنا دارد که حقیقت هر چند تلخ و کاهنده پذیرفته شود . زمانی همه چیز پذیرفتنی می شود که دیگر صداقت مرده و خاکستر حقیقت را حتی باد برده . . .
مرده ۴
... ( )
نوشته شده در ساعت
توسط زنِ رها
|
درود
از عشق فرار معنایی ندارد . چرا که جهان ما در کیهانی بافته شده از عشق خالص شناور است . از آنچه که باید گذشت وابستگی است و زنجیر است و بردگی مالکیت .
بنده و زنجیر عشق ساده زمینی مشو که بنده گی و تسلیم سزاوار پروردگار عرش اعلا است و بس . که عشق زمینی شعله ای است در برابر نور بزرگ .
در دنیا بمان و در دریای پهناور محبت انسان ها قدم بزن و عشق پروردگارت را ببین که چگونه گام هایت را تا خویشتن خویش شماره و نظاره می کند .
عاشق باشید 
نوشته شده در ساعت
توسط زنِ رها
|
مدادی سفید بر می دارم
نور را برای
دستهایت
چشمایت
و قلبت
نقاشی می کنم
و تو چه زیاد شبیه نور می شوی
اما
افسوس
که این صفحه نقاشی است
و تو هنوز به تاریکی ها می اندیشی
نوشته شده در ساعت
توسط زنِ رها
|
چنین گفت رب العرش
علی
و علی کلمه نخستین بود برای آغاز آفرینش .
امشب دلتنگی هایم را در جامی میریزم و آن را می شکنم . امشب تمام خستگی هایم را به کوله باری عاریتی وا مینهم . امشب تمام آرزوهایم را به ستاره های پولکی آسمان وا می گذارم . امشب را به صبح سفر خواهم کرد ازانتها به آغاز. فردا روز آغاز آفرینش است .
نوشته شده در ساعت
توسط زنِ رها
|