تبليغاتX
دست نوشته های رها شده ی یک زن

دست نوشته های رها شده ی یک زن

..About Me..

گریزانم از این مردم که با من ، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند ، به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

..About Blog..

در جستجوی آزادی ، بی سرزمین تر از باد

..My Categories..

..Template By..

قالب های نازنین
www.Naazanin.Com

 

مرده ۱

زمانی که انسان حرف هایی برای گفتن دارد هیچ گوشی شنوا نیست . زمانی گوش ها تشنه شنیدند که دیگر همه حرف ها ی برای گفتن مرده و خاکستر واژه ها را حتی باد برده . . .

مرده ۲

زمانی انسان مشتاقانه خواهان ماندن کسی یا چیزی است که می رود . زمانی آن کس یا چیزی بر می گردد که دیگر اشتیاق  مرده و خاکستر بودنش را حتی باد برده . . .

مرده ۳

زمانی صداقت معنا دارد که حقیقت هر چند تلخ و کاهنده پذیرفته شود . زمانی همه چیز پذیرفتنی می شود که دیگر صداقت مرده و خاکستر حقیقت را حتی باد برده . . .

مرده ۴

... ( )

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |   

درود

از عشق فرار معنایی ندارد . چرا که جهان ما در کیهانی بافته شده از عشق خالص شناور است . از آنچه که باید گذشت وابستگی است و زنجیر است و بردگی مالکیت .

بنده و زنجیر عشق ساده زمینی مشو که بنده گی و  تسلیم سزاوار پروردگار عرش اعلا است و بس . که عشق زمینی شعله ای است در برابر نور بزرگ .

در دنیا بمان و در دریای پهناور محبت انسان ها قدم بزن و عشق پروردگارت را ببین که چگونه گام هایت را تا خویشتن خویش شماره و نظاره می کند .

عاشق باشید

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |   

مدادی سفید بر می دارم

نور را برای

 دستهایت

چشمایت

و قلبت

نقاشی می کنم

و تو چه زیاد شبیه نور می شوی 

اما

افسوس

که این صفحه نقاشی است

و تو هنوز به تاریکی ها می اندیشی

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |   

چنین گفت رب العرش

علی

و علی کلمه نخستین بود برای آغاز آفرینش .

امشب دلتنگی هایم را در جامی میریزم و آن را می شکنم . امشب تمام خستگی هایم را به کوله باری عاریتی وا مینهم . امشب تمام آرزوهایم را به ستاره های پولکی آسمان وا می گذارم . امشب را به صبح سفر خواهم کرد ازانتها به آغاز. فردا روز آغاز آفرینش است .

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |