آی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !
با توام . می دونم اینجایی . می دونم می شنوی . فکر نکن دی سی شم ساکت می شم و نمی نویسم . گله نمی کنم فقط حرف دارم . چرا ساکتی ؟ چرا ؟ ؟ ؟ چرا درست لحظه ای که به تموم زندگیم باید آره یا نه بگم سکوت کردی ؟ ؟ ؟ چرا ؟ ؟ ؟دیدی دارم آب می شم . دیدی دارم از بس گریه کردم دارم کور می شم . بازم ساکت موندی . . . ؟ باشه . می رم . کوچ می کنم . هر چه تو بگی می کنم .اما ... ! می دونم دنیارو ساختی که یه روز خرابش کنی. منم رو تموم دنیات . هی بساز منو و هی خراب کن . باشه . ماله خودته . اما وقتی این دل ترکید یادت بمونه که سکوت کردی . اونبارم سکوت کردی . آره ... یادته ... خوبم یادته ... دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ... اونبارم تو شروعش کردی و بقیه راهو سکوت کردی . یادته ... ؟ ؟ ؟ با توام . می دونم که نوشته هامو می خونی . رفتنم با من نبود ریشه دلمو از تو کند . خودش کند . به هیچی هم توجه نکرد حتی اشک هایی که ریختم .اشک هایی که ریختی . دیدی ؟ توجه نکرد . حالا تو خوش حال باش . آهت نه تنها دامنمو بلکه همه هستیمو سوزوند . اما من جز دعای خیرم هیچی بدرقه راهت نبود . آسوده باش نازنین. اما خدا می دونی که کینه تو دلم نمی مونه . اما همه اینا یادم می مونه . هر چه خواهی کن . من میرم . باشه . کوچ می کنم چون مثل اینکه تو اینطور می خوای که همه چیو خراب کنم و برم . باشه . حرفی دیگه نیست . کوچ می کنم و از همه چی می گذرم . بازی تموم شد ... !
نوشته شده در ساعت توسط زنِ رها |
