تبليغاتX
دست نوشته های رها شده ی یک زن

دست نوشته های رها شده ی یک زن

..About Me..

گریزانم از این مردم که با من ، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند ، به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

..About Blog..

در جستجوی آزادی ، بی سرزمین تر از باد

..My Categories..

..Template By..

قالب های نازنین
www.Naazanin.Com

 

آی خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !

با توام . می دونم اینجایی . می دونم می شنوی . فکر نکن دی سی شم ساکت می شم و نمی نویسم . گله نمی کنم فقط حرف دارم .

چرا ساکتی ؟ چرا ؟ ؟ ؟ چرا درست لحظه ای که به تموم زندگیم باید آره یا نه بگم سکوت کردی ؟ ؟ ؟ چرا ؟ ؟ ؟دیدی دارم آب می شم . دیدی دارم از بس گریه کردم دارم کور می شم . بازم ساکت موندی . . . ؟

باشه . می رم . کوچ می کنم . هر چه تو بگی می کنم .اما ... !

می دونم دنیارو ساختی که یه روز خرابش کنی. منم رو تموم دنیات . هی بساز منو و هی خراب کن . باشه . ماله خودته . اما وقتی این دل ترکید یادت بمونه که سکوت کردی . اونبارم سکوت کردی .

آره ... یادته ... خوبم یادته ... دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ... اونبارم تو شروعش کردی و بقیه راهو سکوت کردی . یادته ... ؟ ؟ ؟

با توام . می دونم که نوشته هامو می خونی . رفتنم با من نبود ریشه دلمو از تو کند . خودش کند . به هیچی هم توجه نکرد حتی اشک هایی که ریختم .اشک هایی که ریختی . دیدی ؟ توجه نکرد .  حالا تو خوش حال باش . آهت نه تنها دامنمو بلکه همه هستیمو سوزوند . اما من جز دعای خیرم هیچی بدرقه راهت نبود . آسوده باش نازنین.

اما خدا می دونی که کینه تو دلم نمی مونه . اما همه اینا یادم می مونه . هر چه خواهی کن . من میرم . باشه . کوچ می کنم چون مثل اینکه تو اینطور می خوای که همه چیو خراب کنم و برم . باشه . حرفی دیگه نیست .

کوچ می کنم و از همه چی می گذرم . بازی تموم شد  ... !

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |   

ای من بعد از من

این گونه به مویه منشین

که بعد از تو چیزی به جا نمی ماند

جز خاطرات دور و آشفته

اندامی در هم شکسته

.

ای من بعد از او

این گونه به زانو مشکن

که بعد از من چیزی به جا نمی ماند

جز حسرت خواب هزار ساله ی خسته ای

همیشه سرگردان

.

ای من بعد از همه نام ها

این گونه خیره

به در همیشه بسته انتظار منشین

که جز ارواح خاموش هزاران مرده ی بی کفن

دیگر چشمی

به تو نخواهد نگریست

.

ای من بعد از تمام واژه های پر هیاهو

این گونه لب به سکوت ترانه های

ناتمام مبند

که جز

صدای آواره شدن

مرده ی من در گوش تو

نخواهد پیچید

.

آری

آری٬ ای من همیشه تنها ...

 

 

نوشته شده در  ساعت   توسط زنِ رها   |